آرازآراز، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

آراز کوچولو

عکس های من و اسباب بازی هام تو اتاقم

آراز جونم تو ٦ ماهگیت بعضی وقتا می زاشتمت تو رورورکت اوایل پاهات به زمین نمی رسید ولی اواخر ٦ ماه دیگه می رسید ولی زیاد نمی تونستی  توش بشینی زود خسته می شدی تنبل خان.   این جا شبیه ای کیو سان شدی گل پسر   این عکس ها رو هم بابایی موقع رفتن به بیرون ازت تو اتاقت گرفته پسر گلم       اینم عکست تو صندلی ماشین   این عکسم کناره عروسکات ازت گرفتیم   این جا پرسپولیسی شدی مامانی   این جا هم استقلالی شدی   این جا هم تیپ اسپورت زدی مامانی چقدر هم بهت مییاد عزیزم این جا هم مثل آدم بزرگا دستت رو گذاشت...
3 بهمن 1391

آراز کوچولو در 6 ماهگی

آراز جونم این مطالب رو روز 1 بهمن برات می نویسم یک کم حالم گرفته  است آخه از فردا دیگه باید برم اداره این 6 ماه خیلی زود گذشت انگار  همین دیروز بود که به دنیا اومدی مامانی . از فردا دیگه قراره صبح ها رو  نوبتی بری پیش مامان بزرگا اونا مطمئنا بهتر از من ازت مواظبت  می کنند واسه همین اصلا نگران نیستم فقط دلم برات خیلی تنگ  میشه عزیز دلم.   آراز جونم تو 6 ماهگیت خیلی اداهای با مزه ای از خودت در می آوردی . یه روز می خواستم پوشکت رو عوض کنم همین که پوشکت رو درآوردم  پاتو گرفتی و انگشت شصتت رو مکیدی خیلی با مزه می خوردیش  منم زور زود ازت عک...
1 بهمن 1391

آراز کوچولو در 5 ماهگی

آراز جونم تو 5 ماهگی از دهنت خیلی آب می اومد انگشتاتم خیلی می خوردی کلا به هر چی دست می زدی می بردی به طرف  دهنت ما هم فکر می کردیم میخوای دندون در بیاری برات دندون گیر گرفتم   ولی وقتی می بردی طرف دهنت حالت  به هم می خورد فقط یه عروسکت رو خیلی دوست داشتی اونو خیلی می خوردی     اینجا مثل پسرای خوب دراز کشیدی و من ازت عکس گرفتم     بعد عروسکت رو دادم بهت تو هم بغلش گرفتی     بعد یواش یواش بردی طرف دهنت و لیسش زدی     این عکس ها رو هم شب یلدا ازت گرفتیم این لباساتم خاله آیدا جون بهت ک...
25 دی 1391
1